امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:از خدا بترس وحق را بگو گر چه موجب نابودی تو گردد.
یک هفته از انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری اسلامی ایران میگذرد و در این مدت وایام تبلیغات انتخاباتی قبل از آن کشور ما شاهد حوادث و اتفاقات تلخ وشیرین زیادی بوده است که هر کدام از آنها به راستی نیاز به قلم فرسایی فرهیختگان و کارشناسان امور دارد،من نیز به حکم وظیفه وعمل به تکلیف بر خود فرض میدانم آنچه بر عقل ناقص خودم متبادر میشود را با همه هموطنان ودوستان خودم در میان گذار ،تا چه قبول افتد وچه در نظر آید.
ابتدا لازم میدانم حضور گسترده وبی نظیر ،پرنشاط وبا امید همه آحاد و اقشار ملت عزیزمان را در پای صندوقهای رای و سهیم شدن در حق سرنوشت خود ومستحکم تر نمودن پایه های انقلابمان را صمیمانه تبریک عرض کنم وهمچنین بر خود فرض میدانم با قلبی آکنده از غم کشته شدن مظلومانه وشهادت گونه تعدادی از هموطنان عزیزم را در حوادث تلخ اخیر را تسلیت عرض کنم.
لازم است قبل از آغاز سخن خاطر نشان شوم بنده فردی اصولگرا با اندیشه های اصلاح طلبانه هستم واین دو را لازم وملزوم هم میدانم و هیچگونه علاقه ای نسبت به فرد وحزب خاصی ندارم بلکه روشهای عقلایی ،برنامه های خردمندانه ،اهداف منطقی ،مدیریت شجاعانه ،عملگرایی مدبرانه واندیشه های مبتنی بر شایسته سالاری افراد برای نیل به ایرانی آباد،آزاد،مقتدر ،پیشرفته وعزتمند است که موجبات تعلق خاطر مرا فراهم می آورد.
چهار سال پیش در همین ایام انتخابات با دغدغه رفع فقر وتبعیض وفساد و با اراده میشود ومیتوانیم در مراحل دوگانه انتخابات ریاست جمهوری به آقای احمدی نژاد رای دادم و از پیروزی ایشان به شدت خوشحال شدم اما کم کم با شروع دوره ریاست جمهوری ایشان پی به انتخاب اشتباه خودم بردم و فهمیدم چگونگی روش عمل به شعارها و برنامه ها از خود شعارها بسیاربااهمیت تر است،گر چه بر مدار انصاف حتی تا پایان دوره چهار ساله از اقدامات درخور ایشان مانند سفرهای استانی و تثبیت حقوق هسته ای وبعضی موضع گیریهای شجاعانه وحضور محسوس در بین عامه مردم تقدیر کردم ،هرچند نسبت به همین اقدامات هم اشکالاتی چند را وارد میدانم.علی ای حال ایشان در نظر بنده به معدل قابل قبولی دست نیافت که مجال توضیح آن نیست و اساسا هدف من از نگارش این مطلب پرداختن به این موضوع نمی باشد.
با شروع تبلیغات غیر رسمی نامزدهای انتخاب ریاست جمهوری از اسفند ماه ۸۷ و توجه به سخنان و انتقادات کارشناسانه و متاسفانه گاه مغرضانه ومتاسفانه عدم ارائه برنامه های روشن برای حل مشکلات موجود کشور بجای کلی گویی وبا توجه به معدود بودن گزینه ها برای انتخاب من حیث المجموع به گزینه آقای میر حسین موسوی رسیدم و با گذشت زمان با توجه به مواضع صریح ایشان و انتقاداتی که نشان از دغدغه های مشترک ما داشت نسبت به انتخاب ایشان مصمم تر شدم اما همچنان از عدم ارائه برنامه های روشن برای برون رفت از وضعیت موجود اظهار نگرانی میکردم تا در همین حین(اردیبهشت ماه) آقای محسن رضایی نیز پا به عرصه گذاشت اما همچنان با فوکوس روی سخنان و مصاحبه های آقای موسوی نیم نگاهی نیز به سخنان وبرنامه های آقای رضایی داشتم تا اینکه ایام رسمی تبلیغات ریاست جمهوری فرارسید و سخنان ،نظرات ،برنامه ها و مناظرات نامزدها پنجره جدیدی از شناخت را روی من باز کرد.برنامه های فکورانه ومستدل وقابل اجرا و اخلاق گرایی آقای رضایی توجه مرا به خود جلب کرد اما همچنان دلم با میر حسین بود به یک هفته مانده به انتخابات رسیده بودیم وشور وهیجان انتخابات و رسالت انتخاب اصلح مرا بر آن داشت که با افراد صاحب نظر به گفتگو تبادل نظر بپردازم، باز هم کفه عقل و منطق من به نفع آقای محسن رضایی سنگینتر میشد خصوصا پس از مناظره بسیار هوشمندانه ومستدل واخلاقی ایشان با آقای احمدی نژاد اما همچنان با این نگرانی که ایشان آرای لازم در بین مردم واقبال عمومی را ندارد متمایل به رای به آقای موسوی بودم تا اینکه در شب انتخابات بیانیه آقای رضایی با مضمون به ندای وجدان خودتان پاسخی درخور بدهید مرا بخود آورد وبا خودم گفتم پسر تو مامور به تکلیفی نه نتیجه،مگر نه اینکه عاقبت امور با الله است پس چرا شک ودودلی وتردید؟ .این بود که در روز انتخابات مصمم و بدون تردید اما نگران به حکم عقل وبرای انجام تکلیف با نام خدا و رمز مقدس یا زهرا رای خودم را با نام محسن رضایی به صندوق ریختم و از اعماق جان از خدای مهربان خواستم تا بهترینها را برای مردم خوب ایران اسلامی رقم بزند که الحق شایسته آنند.اما همچنان میرحسین وموج سبز اورا نیز دوست داشتم ودارم.
اما آنچه بیشتر مرا به نگارش این مطلب واداشت اتفاقات پس از انتخابات و بیان بی پرده حرفهای دلم بود که امیدوارم بر دلها نیز نشیند.
از ساعتهای پایانی انتخابات با توجه به قطع پیامکها واحساس ایجاد یک فضای امنیتی وبا اولین اعلام نتایج آرا که پاسی پس از نیمه شب بود نگرانی من رو به فزونی نهاد، حدس میزدم که هفته پیش رو آبستن حوادث خواهد بود.حوادثی که میتوانست شیرینی این حضور مسئولانه مردم را به تلخی بکشاند که کشاند.
نتایج نهایی انتخابات که توسط وزیر کشور اعلام شد .سوالات ونگرانیهای زیادی را در ذهن من ایجاد کرد واین نتایج برای من قابل هضم نبود،اما دلم هم نمی خواست احساسی با این قضیه برخورد کنم و بازهم درپی استدلالی منطقی برای چرایی این نگرانیها بودم. شائبه هایی که در ذهنم ایجاد شده بود لحظه ای مرا رها نمیکرد.
آرای آقای موسوی ،کروبی و مخصوصا رضایی با حساب دودوتا چهار تا جور از آب در نمی آمد.هر چند برای رای دهندگان به آقای احمدی نژاد احترام قائلم اما بر آورد من چیز دیگری بود.
سخنان تحریک آمیز آقای رییس جمهور در شنبه شب بعد ازاعلام نتایج نهایی در تلویزیون و عصرروز یکشنبه میدان ولیعصر، قطع بودن همچنان ارسال پیامکها ،شروع اعتراضات گسترده مردمی به نتایج انتخابات، فیلتر شدن بعضی از سایتهای مخالف دولت وکاندیداها،اختلال در سیستمهای اینترنتی،دستگیری برخی از فعالین سیاسی کشور،سانسور شدید خبری در مطبوعات، آشوبها واغتشاشات برخی از فرصت طلبان مزدور، اظهارات مداخله جویانه غربیها در امور داخلی ایران، سوء استفاده اپوزیسیون ضد انقلاب داخل وخارج کشور از شرایط به وجود آمده،برنامه های یک سویه وکاملا جانبدارانه رسانه ملی ، بعضی اظهار نظرهای احساسی ودور از منطق بعضی طرفداران نامزد پیروز ودیگر نامزدها، ناامنی وخشونت در سطح جامعه،کشته ومجروح شدن تعدادی از هم میهنان عزیز،برخوردهای قهری با دانشجویان خصوصا حمله به کوی دانشگاه از سوی افراد معلوم الحال،اعتراضات جدی نامزدهای غیر پیروز انتخابات به نحوه برگزاری وشمارش آرا همه وهمه نگرانیهای مرا بیشتر کرد.
بیانیه های جالب وآرامش بخش آقای رضایی وحضور گسترده اما آرام مردم معترض به نتایج آرا که تجلی قدرت دموکراسی بود،ملاقات رهبری با نماینگان کاندیداها ،حضور نمایندگان کاندیداها در شورای نگهبان از نکات مثبت وقایع هفته گذشته بود.
واما سخنی چند با دوستان ودشمنان:
-از دلسوزان جمهوری اسلامی ،نظامی که برای تنومند شدن درختش خون هزاران هزار شهید به پای آن رخته شده است استدعا دارم به این اعتراضات گسترده وقعی جدی نهند.اگرباز هم دوست داریم برای مستحکمتر شدن این نظام دینی مردم سالار آرای مردم ومشارکت آنها را در سایر صحنه های انتخاباتی داشته باشیم واحیانا موجبات دلسردی آنان فراهم نشود باید دغدغه ها وشائبه های جدی آنان را پاسخی شایسته دهیم.
-از آقای رضایی نامزدی که بحق به او رای دادم ،توقع دارم با همین هیمنه وصلابت تا انتها و وصول به نتیجه به تلاششان ادامه دهند و از آرای ما که همچو ناموس خود آنان را دوستر داریم پاسداری نماید.
-از صدا وسیما توقع دارم،اگر پسوند ملی را یدک میکشد پس ملی هم عمل کند،نه یک سویه وجانبدارانه به نحوی که عملا مردم را به سوی استفاده از کانالهای ماهواره ای و تغذیه خبری از خبرگزاریهای بیگانه سوق دهد
-از شورای نگهبان توقع دارم با بیطرفی کامل و دقت زیاد نسبت به اعتراضات رسیدگی کند وشائبه طرفداری از یک فرد خاص را از ذهنها بزداید.
-از نیروی محترم انتظامی تقاضا میکنم با مردم عادی معترض در نهایت عطونت وبا آشوبگران واخلال گران ونیروهای خودسر ولباس شخصی به شدت برخورد کند وهمچنان گذشته امنیت را برای جامعه به ارمغان آورد.
- از آقای موسوی و موج سبز همراه او خواهش میکنم همانگونه که در شعارهایتان قانونگرایی در صدر بود درعمل نیز به آن احترام بگذارید اما توصیه هم میکنم برای احقاق حق ضایع شده احتمالی از طرق قانونی از هیچ چیزی فروگذار نکنید چرا که مردمی که به شما رای داده اند ،میخواهند از سرنوشت رایشان مطلع شوند.
-همه ما معترضان به نتایج انتخابات از همه اخلال گران ،آشوبگران،اراذل واوباش ،نیروهای خودسر واقتدار گرا اظهار برائت میکنیم وهیچگونه تعدی به جان ومال وناموس مردم وآسیب وتخریب اموال عمومی را بر نمی تابیم ورسما اعلام میکنیم صف ما از صف این ناپاکان جداست.
-همه ما معترضان به نتایج انتخابات اظهارات مداخله جویانه وغیر مسئولانه بعضی دولتهای غربی را به شدت محکوم میکنیم . اینجا ایران است و خود ما کفایت لازم برای حل مسائل داخلی خود را داریم و بدانها میگوییم مارا بخیرتان امید نیست ،شر مرسانید.
-همه ما معترضان به نتایج انتخابات از اپوزسیون داخل و خارج کشور که در شرایط آب گل آلود قصد ماهیگیری دارند تذکر جدی میدهیم که جمهوری اسلامی انتخاب قطعی همه ما ایرانیان است،انقلابی که برای به ثمر رسیدن آن خون دلها خورده شده است و خون پاک شهدای بیشماری درخت آنرا چنان تنومند ساخته که هیچ طوفان وتندبادی را یارای مقابله با آن نیست،شما بد دلان وبدخواهان نیز آرزوی شوم خود را با خود به گور خواهید برد.
واماحق گرفتنی است و برای احقاق این حق تا آخر همراه وهمدل با هم ایستاده ایم وهمه هزینه های آنرا پرداخت میکینم.
